تبليغاتX
! چنین گذشت بر من !

! چنین گذشت بر من !

خیلی وقته بی تو تنهام واسه تو

رنگ ِ غم گرفته دنیام واسه تو

آخر قصه امونه نه من نه تو

خوب شکستی دل تنهای منو !


می بینی خدا تو رو بی دلیل مجازات می کنه و تو منو!حالا فکر کنم راحت تر بتونی حال منو درک کنی......جزو معدود نفراتی هستم که عاشق شکنجه های شکنجه گرشونن!اما زخمای دلم عمیق شده.باید بستری شم.دیگه رنگ چشمات و سردیه قلبت هم نقش تسکین دهنده رو ندارن.فعلآ آدم و عالم از علاج زخم ها قطع امید کردن........گفتن اگه بیشتر پافشاری کنم یهو از کار میوفته بعد باید یه قلب سنگی رو پیوند کنن!از بچگی هم از اینجور چیزا می ترسیدم......فعلآ تا کار به عمل نکشیده ترجیح می دم استراحت کنم.هم من استراحت می کنم هم خدا و فرشته هاش مجبور نمی شن با ناراحتی جوابم کنن.......

راستی می گن چیزی رو به اجبار از خدا نخواین!پافشاری من برای بدست آوردن یه فرشته کم کم داره خدا رو شاکی می کنه!همین روزاست که کلآ جوابم کنه!

  • من تو بیمارستان بی عقلی.....بخش قلب های زخمی......اتاق *۱۲۱* بستری ام.

 

یا علی!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم ، خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم

 

در نهان خانه ي جانم،گل ياد تو درخشيد

باغ صد خاطره خنديد

عطر صد خاطره پيچيد

 

آسمان صاف و شب آرام

بخت،خندانو،زمان رام

خوشه ي ماه فروريخت در آب

شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه،دل داده به آواز شباهنگ

 

يادم آيد،تو به من گفتي : (( از اين عشق حذر كن!

لحظه اي چند بر اين آب نظر كن !

آب،آيينه ي عشق گذران است.

تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است‌ ‌،

باش كه فردا،كه دلت با دگران است !

تا فراموش كني،چندي از اين شهر سفر كن !))

 

با تو گفتم :‌(( حذر از عشق تو ندانم.

سفر از پيش تو نتوانم،نتوانم‌!))

 

روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد،

چون كبوتر،لب بام تو نشستم.

تو به من سنگ زدي،من نه رميدم،نه گسستم.

باز گفتم كه تو صيادي و من آهو دشتم

تا به دام تو افتم،همه جا گشتم و گشتم ،

حذر از عشق تو ندانم،

سفر از پيش تو هرگز نتوانم،نتوانم !

 

اشكي از شاخه فرو ريخت.

مرغ حق ، ناله ي تلخي زد و بگريخت ....

اشك در چشم تو لرزيد ،

ماه بر عشق تو خنديد.

يادم آمد كه دگر از تو جوابي نشنيدم،

پاي در دامن اندوه كشيدم،

نگسستم،نه رميدم ....

 

رفت در ظلمت غم ، آن شب و شب هاي دگر هم ،

نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم،

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم‌،

بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم .... !!!

 


 

می گن بی رحمم؟می گن بد باهات حرف می زنم؟راست می گن؟خودت بهتر از دنیا می دونی با تو یکی بد بودن رو بلد نیستم.

این شعر رو برای اولین بار کامل خوندم......الحق که کوچه ای که تو توش قدم گذاشتی واسه من مثل تکه ای از بهشته.رد پای تو عطر نفسهایی که اون کوچه رو پر کرده و نگاهی که تو به آسمون و زمینش نثار کردی حسادت بر انگیزه برام!هر بار از اونجا رد می شم عمیق تر نفس می کشم.هر چی باشه اونجا بوی تو و نفسهات رو داره!

 

  • از فرهاد عزیز برای فرستادن این شعر ممنونم!

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

بی تو دوباره دلم گرفته

دیگه پاییز ُ دیگه بهارش

فرقی نداره!

هنوزم اسمت رو لبامه

هر جا می رم فکرت باهامه

هنوزم عکست رو به رومه

روزهای رفته آرزومــــــــــه!!!!!!!!!!


امروز تولد یکی از عزیزترین دوستامه.همیشه به احساسات زیبایی که داره غبطه می خورم!

      *  شکفتن گلها زیباست و شکفتن تو از هر گلی زبیا تر *

کاشکی که 100 ساله شی
                                       نه
                                       120 ساله شی
                                       نه
                                       120 سال کمه


                                               همیشه زنده باشی

نوید مهربونم امیدوارم خدا بهترین لحظه ها و پیش آمد ها رو برای سال جدید زندگیت گلچین کنه.برات آرزوی سلامتی دارم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

اسکله ي ناز  ِ چشات

حريم امن قايقم

تو ساعت يه ربع به عشق

عقربه ي دقايقم

گرميه دستاي تو رو

به صدتا دنيا نمي دم

هر وقت که يارم تو بودي

بي کسي رو نفهميدم

تو بند دل ، سلول عشق

حبس نگاتو مي کشم

ولي بازم رو ميله هاش

عکس چشاتو مي کشم

آي قصه ي بي سر و ته

شعر بدون قافيه

براي مرگ اين صدا

نبودنه تو کافيه!


تنها نقطه ضعفم چشماته!کی باورش می شه منی که از عسل بیزارم عاشق چشمای عسل ریز تو بشم؟با دیدن عکس های جدیدت بازم مغلوب شدم!!!!!!!!!!نگاه کردن به چشمات می تونه رو تمام بد بودنای دنیا رنگ پاکی بپاشه!می بینی اعضای بدنتم خودخواهن!اگه خود خواه نبودن سر سوزن از مهربونی و پاکیه چشمات واسه شکستن یخ های قلبت کافی بود!اما چشمات همون یه ذره رو هم دریغ کردن!!بیچاره من که فکر می کنم همشون باید به من رحم کنن.دارم سیما بینا گوش می دم.....انگار داره واسه تو می خونه!

زلفای یارم بی نظیره

پای دلم به زنجیره

بگردم دور  ِ چشماش

برقش برق شمشیره!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

خنديد به سادگيم آيينه و گفت

 احساس پاک تو را زنجير کرده است

 گفتم از عشق من چنين سخن مگوي

 گفت خوابي سال‌ها دير کرده است

 در آيينه به خود نگاه مي‌کنم ـ آه!

عشق تو عجيب مرا پير کرده است

 راست گفت آيينه که منتظر نباش

 او براي هميشه دير کرده است


یه مدت ِ که با شنیدن ِ این آهنگ دلم به حال ِ خودش گریه می کنه.حقش نبود تو خیابون ِ یه طرفه ی عشق ِ تو جریمه شه!اما خوب شد.قبض ِ سنگینی رو پرداخت کرد.ولی یاد گرفت که دیگه تو خیابونای یه طرفه ی عشق پرسه نزنه حالا می دونه که قبل از وارد شدن به خیابون ِ عشق باید به همه ی تابلوها نگاه کنه بعد مسیرش رو ادامه بده!باید سرعت مجاز رو رعایت کنه.....نباید تو عشق از آدمای بی رحم سبقت بگیره!حالا باورش شده که تمام آدمایی که اونجا قدم می ذارن خود خواهن!

اینقدر سریع ازش گذشتی که دیگه حاضر نیست تو هیچ خیابونی قدم بذاره!

دل ِ کوچولو.....دل ِ دیوونه

دیگه نرو از خونه

پشیمون می شی

پریشون می شی

نمی دونی دیوونه

بیرون از خونه

دلا همه سنگ

هر چی می بینی

رنگه و نیرنگ

تو مثل ِ یه پر

می برتت باد

حتی یادتم

می برن از یاد!!!!!!!!!!!!!!!

 عکس متعلق به وبلاگ بین خودمون باشه... هست!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

یادته بهت می گفتم

که حرفای تو بهونه است

تقصیر  ِ تو نیست می دونم

تقصیر  ِ این زمونه است

حالا همه چی تمومه

حرفی وسط نمونه

دیگه نمی خوام ببینمت

هر چی می گی همونه!


مرسی از خودت....مرسی از روح  ِ آگاهت.برای اولین شب بدون وجودت به شهر رویاها پا گذاشتم.تو رویا از اینکه نبودی پیشم پریشون بودم اما وقتی بیدار شدم بر عکس هر روز خوب بودم.خیلی خوب.همه متعجب بودن......بازم ممنونتم!

دیشب داشتم با یه آدم ۵۵ ساله حرف می زدم.بهم گفت هیچ وقت "من" رو فدای "ما" نکن.....هیچ وقت!مگر اینکه "ما شدن" پر از منفعت باشه.من بر عکس ِ تو بودم.تو هیچ وقت "من" رو فدای "ما" نکردی اما من برای ۱ درصد احتمال که بتونیم "ما" شیم ،  "من" رو در هم شکستم!آره من هیچ وقت حرمت داشته هام رو نداشتم.برای "من" متاسفم!!!!!!!!!!!!بهش ظلم کردم به خاطر  ِ تو!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

یه روز به روزت میارم

هر چی آوردی به سرم

باید اینو یادت باشه

ساده ازت نمی گذرم

شاید که انتقاممو

همونی از تو بگیره

که هی میگه دوستت داره

هی می گه واست می میمیره

خلاصه آخرش یه روز

می بینمت تو بی کسی

اون روز جداییم ما ز هم

هرگز به هم نمی رسیم

برو سراغ زندگیت

اسم منم دیگه نیار

برو که تا آخر عمر

سپردمت به روزگار!


دست از سر  ِ خوابم بردار.یا اگه میای مثل ِ همیشه ات مثل ِ هر لحظه ات مغرور باش.اینجوری با واقعیتت فرقی نداری برام.اما تو خواب عذاب می کشم چون اینقدر دوست داشتنی می شی که من به اینکه تو رو دارم تو خواب می بینم یا کس دیگه رو شک می کنم!چون یه دنیا غرور+یه قلب ِ یخی+یه دریا بی رحمی=تو .............اما کسی که تو خوابای من پا میذاره اصلآ شبیه تو نیست!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

هر کی تو رو ازم گرفت

الهی بیچاره بشه

روز  ِ قیامت که رسید

مجرم و آواره بشه

خدا کنه غم بیاره

واسه تو ماتم بیاره

وقتی که عاشقش شدی

به این زودی کم بیاره

تویی که عاشقم بودی

منو فروختی به چشاش

قسم می خوردی با منی

نشستی پای گریه هاش

به آب و آتیش می زنم

فکرت بره از تو سرم

می خوام فراموشت کنم

اما بازم عاشقترم

طفلی دل ِ ساده ی من

نشد تو رو نگه داره

فقط یادم میاد نوشت

چشمات ُ خیلی دوست داره

 


بازم مثل ِ همیشه با اصرار خانواده دل از خونه کندم و باهاشون رفتم بیرون.همشون می گن شدم مثل ِ پیر  ِ زنا.همش تو خونه ام.کاش نرفته بودم.کاش می ذاشتم هر چی دلشون می خواست بهم بگن اما نمی رفتم..............

تمام  ِ طول ِ مسیر رو گریه کردم.موقعی که برگشتیم خونه چشمام پر از پف بود.همه ی آهنگ ها تو رو پیش ِ چشمم آورد خیلی عذاب کشیدم.سی دی رو خودم انتخاب کرده بودم.درست همون آهنگ هایی بود که رو کامپیوتر هر روز به یادت گوش می دم.تو خونه هم اشک میاد سراغم اما دیروز خیلی فرق داشت از کلی خیابون رد شدیم که رو همشون جای پای تو بود.همه جا بوی تو رو داشت.خودت بگـــــو.......من خسته شدم........تو بهم بگو چیکار کنم که از ذهنم بری بیرون.برای فراموش کردنت به هر چیزی که فکر کنی پناه بردم.اما!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

رویای آبی

برای آخرین بار

نامه

چرا رفتی؟

گرد و غبار

آخرین تلاش

تو و فاصله

دلخوش

عاشق نبودی تو

فراموش

خیلی ممنون!

انتقام

من واسه تو

مجرم

................

این چند تا از آهنگ هایی بود که دوباره منو یادت انداخت!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

باید از سنگر  ِ بی سنگ  ِ تو بر می گشتم

از مدار  ِ عشق  ِ کم رنگ ِ تو بر می گشتم

باید آن شب که فروتنانه در میدانت

منه من کشته شد از جنگ ِ تو بر می گشتم

باید از جنگ ِ تو با هر چه که از من مانده

ترک  ِ اسب ِ دست و پا لنگ ِ تو بر می گشتم

عشق  ِ تو لحن ِ بد ِ سیل ِ مصیبت بار است

باید از لحن ِ بد آهنگ ِ تو بر می گشتم

شعر  ِ سر سپردن از هجوم  ِ دل تنگی بود

باید از شعرک ِ دل تنگ  ِ تو بر می گشتم

!کاش بر می گشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــم!

!کاش بر می گشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــم!

!کاش بر می گشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــم!

!کاش بر می گشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــم!

!کاش بر می گشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــم!


کاش هیچ وقت دست ِ دلم رو از دستم جدا نمی کردم تا تو کوچه پس کوچه های بی کسی گم شه و به تو و قلب ِ بی رحمت پناه بیاره.کاش این همه بی خوابی بهش نمی دادم که با چشمای بسته تو رو انتخاب کنه.کاش هیچ وقت اینقدر خسته اش نمی کردم که باور کنه می تونه بهت تکیه کنه.کاش اینقدر بهش دروغ می گفتم که بتونه فرق ِ بین راست و دروغ رو تشخیص بده و فکر نکنه که حرفات راسته.

کاش! 

کاش!

کاش!

کاش!

کاش!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

یادم تو رو فراموش


رو دست زدی به قلبم


لحظه ی این جدایی


دیگه وقتشه کم کم


چه زود فراموشت شد


عهد روزای پاییز


گفتی فقط با من باش


تو دنیای غم انگیز


دادی به من یادگار


پلاک بی قراری


قسم خوردی به جز من


هیچکیو دوست نداری


آره عاشقه یه روز از روزا که من پیشت نبودم


دلتو از رو هوس باختی و من یادت نبودم


تو ذهنم داری کم رنگ می شی شاید بتونم موفق شم.شاید بتونم خودمو از این همه تحقیر نجات بدم.........شاید درد ِ قلبم ، پریشونیه فکرم و یخ زدگیه  وجودم بدونه تو از بین بره.......وجودم مثل قلبت شده.یخی!یادته؟گفتی قلبم یخیه........گفتم واسه من کلاس نذار یخ های قطب شمال با اون ابهت دوام نیاوردن اون وقت تو به همین یه ذره یخ می بالی؟یادته گفتم اینقدر "ها" میکنم ، اینقدر نفس نفس می زنم تا دیگه هیچ وقت یخ نزنه.حیف که از یاد برده بودم که من یه ستاره ی قطبیم.......با وجودم یخهای قلبت بیشتر از قبل سرد شد........عمقش بیشتر شد.نمی دونستم که من N سال ِ نوری ازت فاصله دارم.......

کاش خدا واسه یه بار پاک کنش رو به من قرض میداد تا واسه همیشه عکس کنار  ِ هم بودنمون رو اونم برای ۱ ثانیه از فکر منجمدم پاک می کردم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

یه عمره که من خوابمو

تو لحظه ها رو بیداری

یه عمره که رو صورتت

نقاب ِ عاشقی داری

دوستت دارم ولی برو

تا عشقت عادتم نشه

بذار برو تا عشق ِ من

با این دروغا کم نشه

رسم  ِ ما رسم  ِ عاشقاست

نفرین ِ من برات دعاست

نگو بهم دوسم داری

!دروغگو دشمن ِ خداست

روز وداع چشمای من

چشمه ی خیس ِ بارونه

اما عزیزم واسه تو

!چقدر جدایی آسونه


هنوزم نمی خوام باور کنم تو همونی بودی که از دروغ نفرت داشتی.منم مثل تو بودم و بزرگترین دروغ زندگیم تو بودی!و من حالا باید برای این گناه تاوان سنگینی رو بپردازم.اما مطمئنم سنگینی این درد از در هم فرو ریختن ِ قلب و احساسی که هیچ وقت لایقش نبودی با ارزشتره!من تا الان برای محبتی که به اطرافیانم کردم هیچ وقت پشیمون نشدم.تو این حس ِ مضخرف رو به من هدیه کردی.من از قلبم خجالت می کشم..............تو لایق دوست داشتن نبودی

دل پر تحملـــــــــــــــم از گریه ی من گله داره

چهره ی سرخ ِ غرورم از شکستم شرمســــــاره

!خیلی وقته که این جمله شدیدآ آرامش رو بهم هدیه می ده

"بعضی از بزرگترین هدایای خداوند، دعاهای بی جواب است"

!می دونی با این جمله بازم بهم ثابت می شه که هنوز هم خدا منو بیشتر از تو دوست داره

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

هی حالا دیدی می تونم

تو بری و تنها بمونم

تو دیگه برام بی ارزشی

می خوام همه اینو بدونن

همه لحظه ها مال ِ تو

فردا مال ِ تو

دنیا مال ِ تو

!بــــــــــــــــــــــــرو

ای کاش روز  ِ اولی که دیدم تو رو

نمی خندیدم ُ بهت می گفتم بی من برو

آخه اخلاقات با من سازگار نیست

تو رو با غریبه دیدم نگو آشنات نیست

تو گفتی مجنونی و لیلی من

!آره دوسم داشتی ولی خیلی کم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

 

بسه دیگه دروغاتو از برم

این دفعه بازی رو ازت می برم

تلافی رو دوست ندارم

ولی نه!نمی تونم از بدی هات بگذرم

من دیگه نیستم اون کسی که بودم

عاشقی از سرم دیگه پریده

اون روزا من ساده بودم

وگرنه هیچ کسی

به امثال ِ تو دل نمی ده!

بسه دیگه این قصه رو تموم کن

دیگه داری شورشو در میاری

طاقت ِ بی معرفتی ندارم

بگو تو سینه جای دل چی داری؟؟؟؟!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

من واسه تو......تو واسه کی می میری؟

من با تو و.....تو با کی جون می گیری؟

من واسه تو یه عمریه دیوونه ام

فقط واسه چشمای تو می خونم

کی دل ِ تو رو برده

جون به نگات سپرده

چشمای ناز  ِ تو رو

از من گرفته برده

اگه بری می میرم

فرصت بده عزیزم

می خوام بگم عاشقم

نه نه برات می میرم

تو واسه کی درد دلات ُ گفتی؟

حرفایی که هیچ وقت به من نگفتی

هنوز تو رو تو آینه ها می بینم

هنوز با خاطرات ِ تو می شینم


!مـــــــــــــــــن او نـــــــــــــــــــدارم!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

انتظار نداشتم تا هميشه هم سلولي من بموني

 

انتظار نداشتم چون محكوم به حبس ابد بودم، تو هم فكر منو از سرت بيرون كني

 

انتظار نداشتم شريك غم هام باشي و شادي هاي كوچكت رو به من تعارف كني

 

انتظار نداشتم وقتي از پشت ميله ها آزادي رو نگاه مي كني، من رو هم  تو رويا هات ببيني

 

انتظار نداشتم وقتي يواشكي كليدها را از جيب نگهبان برداشتي، منو محرم بدوني

 

انتظار نداشتم حتي تو اعماق شب كه از سلول خارج مي شدي كليدها رو با خودت نبري

 

انتظار داشتم...............

 

به حرمت تموم خاطراتمون

 

تموم يادگاري هاي رو ديوار

 

تموم خط هاي شمارش روزها و شب زدنمون رو ديوار

 

تموم يادگاري هاي رو قلبمون

 

تموم دوستت دارم هاي رو ديوار

 

آروم صدام مي كردي و مي گفتي: "خداحافظ"

 


هنوز هم به عنوان مردترین مرد دنیا می شناسمت با اینکه نتونستم درست بهت تبریک بگم.امروز از فکر و خیال ِ تو تولد منصور رو از یاد بردم.برای ستاره این باور نکردنیه.تو از منصور عزیزتر شدی........

 

 

آرزوی من با تو بودنه

روز ِ مرگ ِ من بی تو بودنه

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

چه نازنینی رفتم که برم

چه دل نشینی رفتم که برم

گشتم ُ گشتم دنیا رو دیدم

تو بهترینی رفتم که برم

رفتم که برم

 قربون ِ اون قد ِ تو 

اون خوبیه بی حد ِ تو

اون قلب ِ پر از مهری که داری

رفتم که برم

قربون ِ اون اخم ِ تو

اون چشمای سر مست ِ تو

اون خنده ی گل چهری که داری

هم قصه و هم غصه و هم راز ِ منی تو

در باغ ِ محبت شاخه شمشاد ِ منی تو

در شهر و دیاری که کسی یاد ِ کسی نیست

دیدم که چه خوبی که بازم یاد ِ منی تو


یه روز خوب رو برام ساختی با عکس هایی که مدت ها در آرزوش بودم.و خیلی چیزهای دیگه!از راه ِ دور روی ماه ِ خدا رو می بوسم برای ساختن ِ همچین روزی.....

یکی از عزیزترین عزیزام بیمارستانه.برای سلامتیش دعا کنین.من اونو اول از خدا و بعد هم از حضرت علی خوام.برای شنیدنه صدای قشنگش لحظه ها رو میشمرم.بازم می گم......

واسه ی تموم ِ عمر پیشم بمون

من تو رو هر روز می خوام

حتی نه یک روز در میون

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

 

خيال کردم که تو فصل بهارم


بها ر و يار و قلب بي قرارم


خيال کردم که تو قلب بهشتم


از اين بهتر نميشه سرنوشتم


پرنده رفت و گل پژمرد و دل مرد


پرنده رفت و عشق رو با خودش برد


چطور پنهون مي کردي از من اون روتو


چطور پنهون مي کردي عطر گيسوتو


مني که عطر گيسوتو به يک دنيا نميدادم


چي شد من عاقبت از چشم مشتاق تو افتادم*

*هنوز این روز نرسیده....اما به خاطر  ِ مصرع  ِ قبلش این مصرع رو پاک نکردم.


دلم می خواست عکس صورت مثل ِ ماهت رو میذاشتم.اما نه روزهای پیش و نه حالا نخواستم و نمی خوام که با هیچ کس قسمتت کنم.تو رو فقط باید با خدا قسمت کرد.کاش خدا هم تو رو واسه همیشه به من می بخشید.اما می دونم که تو بنده هاش مثل ِ تو رو نداره.

هوا ابریه و من نمی دونم کجایی.شیفتت هست الان یا نه؟اما از خدا می خوام به حرمت قطره قطره ی بارون تو رو به آروم ترین لحظه ها هدیه بده.۳شب پشت ِ سر  ِ هم تو رویاهام همراهم شدی.تو این چند روز دلم می خواد همش بخوابم.چون خواب هام بوی تو رو گرفته.به قول ِ خودت یا حق!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

دیگه پشت ِ میله نیستم

توی زندون ِ چشمات

دیگه منتی سرم نیست

جنازه ام موند رو دستات

کم غصه اتو خوردم

تو این چهار دیواری

حالا حوصله واسه

دیدنــــــــم نداری

کم سوختم پات؟

کم بود واسه چشمات؟

آرزوش به دلم موند

حتی یه ملاقات!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

پرنده ، همقفس ، همخونهء من


زمستون رفت و شد فصل پریدن

 

همین دیروز تو از این خونه رفتی


ولی از اومدن چیزی نگفتی


تو را در حنجره یک دشت آواز


تو را در سر هوای خوب پرواز


من اینجا خسته و غمگین و تنهام


نمیدونم كه می مونم تا فردا


چی میشد اون هوای برفی و سرد


تو رو راهی به این خونه نمیكرد


بهار كاغذین خونهء من


تو رو راضی نكرد آخر به موندن


من عادت میكنم با درد تازه


جدایی شاید از من من بسازه


دلم تنگه دلم تنگه برایت


نگاهم با نگاهت داشت عادت


تو اونجا با گلای رنگارنگی


من اینجا پشت دیوارای سنگی


تو با جنگل تو با دریا تو با كوه


منو اندازه ی یه فصله اندوه


من عادت میكنم با درد تازه


جدایی شاید از من من بسازه


دلم تنگه دلم تنگه برایت


نگاهم با نگاهت داشت عادت


دیشب خوابت رو دیدم....قشنگترین خواب ِ عمرم بود.باورت می شه؟دلم می خواست تو همون خواب می مردم.حس ِ امروزم وصف ناپذیره.......

از تو چه پنهون باز خواب ِ تو را دیدم

از ترس  ِ بیداری با گریه خندیدم


هزاران هزار بار تو را خواب دیدم

 

تو را حین ِ گریه به آغوش کشیدم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

چنان در خود گرفتارم

که سکه ست از تو بازارم

چه بد مستی ز من سر زد

که رونق رفته از کارم

نه می ری از سرم بیرون

نه خوشحالم تو رو دارم

چنان در خود بگردانم

که افتد از نفس جانم

چنان افتان و خیزانم

به باغ ِ برگریزانم

که غرق ِ اشک ریزانم

به دوری از عزیزانم

تو را قسم به قرآنم

گمم کن در پی ِ آنم

چنان در عشق ِ تو گیرم

که من بی جرم و تقصیرم

به تیر  ِ غیب ِ دلگیرم

چون سرو ایستاده می میرم

چنان از جان و دل سیرم

که دل را پس نمی گیرم

چنین بیچاره ی خویشم

که دل هم رفته از پیشم

سپه سالار  ِ عاشق کش

تویی در مذهب و کیشم

چنان از عصر  ِ خود دورم

که من آواره مشهورم

حرام  ِ نسل ِ مجبورم

در این ظلمت چه پر نورم

چنان در عشق ِ تو گیرم

که من بی جرم و تقصیرم


می دونم که اینجا سر نمی زنی.اما من بازم یاد  ِ گذشته رو کردم و باز هم به این نتیجه رسیدم که بد بودن رو بلد نیستی.امیدوارم خدا همیشه عزیزترینم رو حفظ کنه.یا علی !

+ نوشته شده در  ساعت   توسط